محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
184
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
كينه خواه قادر نبود ، لا جرم قزوين را گذاشته به طرف گيلان حركت نمود و لشكر تركمان به قزوين آمده وليخان را بتعاقب اسمعيل قليخان فرستادند و باقى در آن بلده كارزارى « 1 » بمردم كردند خصوصا بقوم شاملو كه با هيچكس ستر عورت نگذاشتند و اسمعيل قليخان نيز با اندك مردمى بدر رفته ، بقيهء سپاه او تمام در رودخانهها غرق گشته بسيارى در كوه و كمرها ماندهء طعمهء وحوش و طيور گشتند و محمد خان با ساير امراء طهماسب ميرزا را بر تخت سلطنت نشانيده جمهور خلايق را به اطاعت و انقياد درآوردند ؛ از جمله سيادت و نقابت پناه معالى دستگاه ، امير قوام الدين حسين كه از اعاظم نقباء اصفهان بعلو نسب و سمو حسب مستثنى و متوجه اردوى معلى بود به تكليف تمام او را بر مسند وزارت طهماسب ميرزا متمكن ساختند و برين قياس ارباب مناصب تعيين فرموده مردمان قابل مستعد جهت نسق مهمات سركار پادشاهى مقرر داشتند و ابواب عدالت و رعيت پرورى بر روى روزگار مردم برگشاده لواى سلطنت برافراشتند . اما دست قضا سلك نظام مهام ايشانرا زود از هم گسسته ، باندك زمانى بساط جمعيت ايشان درنورديده و سپهر پركينه و مهر برعكس مراد و ارادهء بىاعتبار ايشان گرديد « يَفْعَلُ اللَّهُ ما يَشاءُ و يَحْكُمُ ما يُرِيدُ » . ذكر توجه نواب شاهزادهء شجاعت آثار بدفع فتنه و فساد امراى مخالفت شعار چون وليخان از تعاقب اسمعيل قليخان بدار السلطنهء قزوين مراجعت نمود ، هر يك از امراء بر سر منصب خود رفته بفراغت خاطر بنسق مهمات و رعايت رعايا و حمايت برايا روى توجه آوردند و قرار پادشاهى و سلطنت به خود داده امرى خلاف آن را تصور نميكردند . اما فلك شعبده باز و زمانهء نيرنگ ساز نقشى بر آب زد كه حريفان كامجو در بزم آرزو ساغر حرارى نكشيدند و يكدم آب بكام خاطر احباب
--> ( 1 ) - م : كارى